محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
316
تحفه خانى ( فارسى )
باديان در قدرى آب بايد جوشيد و صافى ساخته ادويه كوفته صلايه كرده را درين آب بايد سه روز نهاد بعد از آن خشك كرده بوقت حاجت بميل در چشم بايد كشيد و اگر يك بار ديگر در آب هليلهء مطبوخ يك روز بنهند هنوز قوى و بهتر باشد و كحل الجواهر كه چشم را جلا دهد و تقويت بسيار كند و حدت نظر بخشد سرمه اصفهانى هشت درم مارقشيشا پنج درم اقليمياى ذهب شسته دوازده درم و مرواريد ناسفته سه درم لعل نيم درم ساذج هندى دو درم مشك نيم دانگ كه اول احجار را در سنگ سماق يا سنگ يشب آبسا بايد كرد و در كاسهء چينى به آب نرم از درشت جدا بايد كرد و تهنشين ساخته و بقيه را نيز به همين دستور تا همه يك ذات شود و آب از سر ريخته بايد گذاشت تا خشك شود و باقى ادويه نيك كوفته و پيخته و مبالغه در صلايه كرده ديگر لعل و مرواريد باهم آميخته ديگر بايد صلايه كرد تا همچو هبا شود و بوقت حاجت بميل بايد كشيد و چشم صحيح را از براى حفظ در هفته يك بار كشند كفايت است اما چشم ضعيف بىقوت را در هر دو روز بايد كشيد . [ 130 ] مقاله در بيان امراض گوش و از جمله امراض او دو دست و سببه اما سوء المزاج حار فان كان سببه غلبته الدم علامته حمرة الوجه و حرارة الراس و الصداع و الثقل و الدمعة و تخييل الاشياء الحمرة ( حاوى ) و سبب وضع در گوش يا سوى مزاج حاره ماديست و ماده خالى ازين نيست كه خون است و علامت او علامت خون است و سرخى روى و حرارت در سر و صداع و ثقل و چكيدن اشك از چشم و تخيل از اشياى سرخ و علاج درين مقام فصد از عرق قيفال است و اخراج خون بحسب طاقت و واجب و چكانيدن در گوش